روایت ستم: مردی که به جرم تاجیک بودنش دفن شد

FB_IMG_1447520194930
امین جان، باشنده مرکز بامیان بخاطر دفاع از زمینش زنده در تهداب زمینش دفن شد
بلند می گفت: این جا زمینم هست، خانه ام هست اجازه نمی دهم غصبش کنید!
خوانی نام از نزدیکان خلیلی معاون پیشین ریاست جمهوری، تیله اش داد، با غضب گفت: توره ده طوی(عروسی) نمی مانه میگی پهلوی شاه میشینم. برو گم شو!
از مقاومت نه ایستاد، اراده اش را محکم کرد،به یاد سخن پیامبرص افتاد، مرگ در راه دفاع از ملک و ناموس شهادت است. ایمانش قوی تر شد و دوباره قدمش را جزم کرد، آهسته با خود گفت، مرگ بهتر است از ذلت. با جرات تمام به سوی غاصب رفت و گفت: تمام ملکیت ما مردم را ده ها شهرک ساختین، فروختین و آبادی کردین کفایت نکرد؟ با نهیب تمام بالایش صدا زد، چپ شو احمق!
خموش نشد و ادامه داد: حق ماست، زندگی ماست، ما هم انسانیم، خیر اس که تاجیکیم به تاجیک بودنم می بالم، اما زمین من مال خودم هست، جمع کنید وسایل تان را، بروید یاالله!
با غرور چند نفره، در تهدابی که کنده بودند، تیله اش دادند، بعد گفت دفن کنید تاجیکه! خاک و سنگ رویش روفته شد، نجوایش با خدا بود، خدایا گناه ماچیست؟ خدایا تاکی ظالمان را اجازه میدهی زندگی، زمین و حق ما را یگیرد! خاک ها روفته میشد و کسی نبود که به دادش برسد.
یادش آمد که رای داده بود تا مگر عدالت را در حق او و مرددمش تحقق بخشد، یادش آمد که به وکیلی هزاره رای داده تا مگر او همصدایش شود! یادش آمد که نفس های آخرش است، باید آخرین وصیتش را بکند، بلند فریاد زد: حق ماره بگیرید، اما روزی بچه هایم حقم را خواهند گرفت.

تاریخ رویداد: ۱۲ثور، ۱۳۹۴

جای رویداد: جگره خیل، مرکز بامیان

 

Advertisements

نویسنده:

راوی یک تمدن و تبار تا عدالت

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s